وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
ماجرای دیدن گوگوری مگوری ها

عکس سه نفر برگزیده

سلام علیکم بر همگی

امروز رفته بودیم خوش گذرانی . واقعیت اینکه رفته بودیم خپلک‌های مسابقه را تقدیم کنیم و در کنارش خوش گذرانی تمام عیاری کردیم از حدود ساعت 1 ظهر تا 6:30 بعد از ظهر...

قرار اصلی ما با رتبه اول س- رشیدی و رتبه دوم شیخ مهدی دیوار و رتبه سوم حمیده تکچهره بود و در کنار آن با چند عدد از نامزدها هم دید و بازدید کردیم  و دست بیعت دادیم... از جمله جناب آقای دکتر تمدن، رها، نیره و البته دیداری هم داشتیم با بعضی از حمایتگران شیخ همچون رامونا و خلاصه خوشگذرانی در یک کلام...چنان قهقهه‌هایی سر دادیم که تمام پژو مانده بود منتظر حکم کن  فیکون ... و اما از عجایب امروز آنکه، تماس تلفنی هم داشتیم با حضرت بهلول از آن سوی مرزها و این نیز در نوع خود شادی‌ وافری داشت برای تک تک ما...فیلم برداشتیم، عکس انداختیم و خدا را شکر کردیم...

خلاصه خپلک‌ها داده شد، حکم‌ها خوانده شد و قهقهه‌ها زده شد... دوستان لطف فرمودند دو هدیه بسی جذاب هم برای من تهیه کرده بودند...یک عدد رمان محمدرضا کاتب به نام دایناسور نازنین !!... اِ ببخشید آفتاب پرست نازنین!! و یک عدد قوری قوری جینگول...  ساعت 3  جناب دیوار ما را ترک کرد باز مقدار متنابهی حرف زدیم تا یک آن متوجه شدیم از گرسنگی مردیم...یعنی تا یک دقیقه قبلش هیچ احساسی از گرسنگی نداشتیم‌ها!

خلاصه تصمیم بر آن شد برویم به سمت یک غذاخوری که بیش تر از 5 دقیقه با ما فاصله نداشته باشد...مجدد(!) سوار ون شدیم و به سوی ونک رفتیم...در ونک واقعاً نمی‌دانستیم کجا پیاده شویم و عین 3 عدد گرسنه آفریقایی چشممان به در و دیوار بود... خلاصه دیدیم فست فود آن طرف میدان(دقیقاً فهمیدید کجا دیگه؟؟؟) بسته است. پس رفتیم پیتزا دلف و البته شیخ مهدی هم در یک اقدام متهورانه به ما پیوست(همان کسی که می‌گفت من سه شنبه عصر کار دارم جایی نمیام). خلاصه رفتیم پیتزا و جوجو به بدن زدیم و انقدر خنک بود آنجا که دو ساعت و خورده‌ای تلپ شدیم و هی حرف زدیم و قهقهه ایضاً... در آن میان چهار پنج نفری وارد رستوران شدند و انگار که دارند تلویزیون نگاه می کنند در حین خوردن غذا ما را نگاه می‌کردند و می‌خندیدند و از خوردن غذا لذت می‌بردند.... بعد جوانان لاغر اندام رستوران(!!) مدام از کنار ما رد می‌شدند و میز ما را نگاه می‌کردند و ما نفهمیدیم می‌خواهند ما را بیرون بیندازند یا می‌خواهند تقاضا کنند هرروز سری به آنجا بزنیم برای اجرای نمایش زنده طنز برای مشتریانش...در آخر از هم جدا شدیم و با دلی شاد به خانه هایمان بازگشتیم....

سه عدد خپلک جایزه:

درون جعبه خپلک حمیده است. روی جعبه که کلاه روی چشمشه مال مهدی است و آنکه جلوی جعبه است مال سمیه است.

خپلکها 

هدیه های من:

دقت کنید آن چیزهایی که گوشه کتاب من است نان خشک است...

خلاصه ادیبانند و چند تکه نان خشک

صفحه اول کتاب من:

خپلک دیوار بسیار مظلومانه چسبیده بود به دیوار و در فکر اینکه از این پس باید در کنار دیوار باشد:

این هم پیتزای رو به اتمام ما که گویا بیشتر تبلیغ دستمال مینا شده:

 


 

حکم خانم س- رشیدی

بسمه تعالی

سرکار خانم س- رشیدی

عرض تبریک به مناسبت کسب رتبه 1

در انتخابات نفس‌گیر و هیجان‌انگیز وبلاگ درباره الی

امید است بتوانید از این خپلک دریافتی به خوبی محافظت کنید و بدانید چشم آحاد ملت به شماست که چگونه این خپلک را رشد می‌دهید. یادتان باشد که با خون جگر و چند عدد تقلب و مقداری قرص ضد تپش قلب شما را به این جایگاه رساندیم. هر روزی به مقام خود غره شدید کمی یاد ساعت 12 شب 16 خرداد بیافتید که چه بر من و سایر یاران شما گذشت  و چگونه با هزار فلاکت شما را پیروز این میدان کردیم. البته که من به شما گفته بودم میزان رأی الی است. حتی بهلول نیز در لحظاتی که بنده داشتم برای شما جان می‌کندم کنارتان نبود. پس بیا با من دست بده و ایضاً یک بوس محکم ...

رشیدی رشیدی حمایتت می‌کنیم

و همواره یادتان باشد که :

میزان، رأی الی است

الی معتمدی

18/3/89 


 

 

حکم جناب دیوار

بسمه تعالی

جناب آقای شیخ مهدی دیوار

عرض تبریک به مناسبت کسب رتبه 2

در انتخابات نفس‌گیر و هیجان‌انگیز وبلاگ درباره الی

امید است تمام افکار شرارت‌آمیز پیش آمده، از ذهن شما و باقی هوادارانتان زدوده شده باشد،  زیرا چشم آحاد ملت به شما عزیزان است و اگر شما با لبخند این انتخابات را نپذیرید این خون ملت است که ریخته می‌شود و بس بی‌هیچ حاصلی. پس بیایید با دیگر نامزدها دست رفاقت دهید. نه نه فراموش کنید دست دادن  را. یک عدد طشت آب می‌گذاریم دستتان را در آب طشت قرار دهید با برگزیدگان. دیگر نشنوم جایی گفته باشی: اصحبت امیرا و امسیت اسیرا...

«لعن علی عدوک یا حــــسین         خ.. و شیخ مهدی و میر....»

و همواره یادتان باشد که :

میزان، رأی الی است

الی معتمدی

18/3/89 


 

 

حکم خانم حمیده تکچهره

بسمه تعالی

سرکار خانم حمیده تکچهره

عرض تبریک به مناسبت کسب رتبه 3

در انتخابات نفس‌گیر و هیجان‌انگیز وبلاگ درباره الی

امید است قدر این کشکی کشکی بردن را بدانید.  نمی‌دانم چه شد از فرش به عرش آمدی ناقلا. انقدر مظلوم‌نمایی کردی و انقدر اشک ریختی تا عده‌ای از سر دلسوزی به تو رأی دادند تا کمی بالا بیایی و هیچ کس نمی‌خواست شما سوم شوی که شدی. فقط می‌دانم که تو از تمام وجود  معتقد بودی که میزان رأی الی است. البته متأسفم که نتوانستیم در این گیر و دار شووووور خوبی برای تو دست و پا کنیم و نتوانستی توماس و حتی و حتی صادق را نصیب خود کنی. به هرحال امید داشته باش به حکمت‌های خدای عزّو جلّ...

سوسن خانم...ابرو کمون...چشم عسلی...سوسن خانم

و همواره یادتان باشد که :

میزان، رأی الی است

الی معتمدی

18/3/89

نگاه های شما(20)



سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ توسط  الی