وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
عشق بی هویت...

شعر زیر جای مطلبی می آید که برای نوشتنش از خودم ... از احساسم و از وجودم مایه گذاشته بودم و چون احساسم شکسته شد به سادگی اول همه متن را گرفتم و بعد دستم را بی رحمانه روی دکمه حذف فشار دادم...

سلام ماهی ها ... سلام ماهی ها 
سلام قرمزها سبز ها طلایی ها 
به من بگویید آیا در آن اتاق بلور 
که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است 
و مثل آخر شب های شهر بسته و خلوت 
صدای نی لبکی را شنیده اید 
که از دیار پری های ترس و تنهایی 
به سوی اعتماد آجری خوابگاهها 
و لای لای کوکی ساعت ها 
و هسته های شیشه ای نور پیش می آید؟
و همچنان که پیش می آید 
ستاره های اکلیلی از آسمان به خاک می افتند 
و قلب های کوچک بازیگوش 
از حس گریه می ترکند 



پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٧ توسط  الی