وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
درد بلوغ

این پست گویا باید بدون شرح باشه...

آره بدون شرحش بهتره...دوستان قدیمیم خودشون به شرحش واقفند، دوستان جدید هم همین رو بدونند که  پارسال همین موقع من یه تصمیم مهم در زندگیم گرفتم اونم تنهایی برای رسیدن به تنهایی... حالا اونجایی که دستم روشه عین خودمه خالی و سبک ...پارسال بعد از یک روز سخت...یک روز خیلی خیلی سخت داشتم به اون صفحه نگاه میکردم با چشمانی پر از اشک و دست میکشیدم روی صفحه اش و درد داشتم چون بدجوری داشتم  بزرگ میشدم...درد، درد بالغ شدن بود...

 

نگاه های شما(36)



دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ توسط  الی