وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
زمستانی که زمستان نیست

والله ما آرزوی برف و سرما و زمستان داشتیم که نبود و نبود دیگر

امروز کیلومترها از خونه مون دور شدیم تا به یک تپه برف رسیدیم...عکس گرفتیم...آدم برفی ساختیم که یه وقت تو گلومون قلمبه نشه...بالاخره باید یه عکسی از زمستان ۸۸ در آرشیو زندگیمون می داشتیم دیگر...

بعد نوشت: یادم رفت بگم یکی دیگه از چیزهایی که امروز من رو انقدر شاد کرد این بود که سوار ماشین جاده لواسان و شمشک و فشم رو هی میچرخیدیم و آهنگ های مورد علاقه را تا ته زیاد کرده بودیم و من سر از پنجره بیرون با چشمهای بسته میخواندم و هوا میخوردم و آرامش هفته میگرفتم...

اصلا من عاشق تلفیق موسیقی و جاده و بادم...

 

 نگاه هاى ِِِشما(20)



پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸ توسط  الی