وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
در مسیر تندبادها را باد خواهد برد!

اصلا قصد خدای نکرده زبانم لال بی احترامی به  آقایون رو ندارم ولی توی دلم سنگینی میکنه نوشتن این حرفها:

 

 قبل از هرچیز حتما این نوشته رو بخونید  از گیلاسی خانومه که من به شدت توصیه میکنم...

ملکه

باید افتخار کرد به همچین کسانی ...ما باید ملکه بودن خودمان را اول خودمان قبول کنیم ...خودمان خودمان را به رسمیت بشناسیم و بعد داد و بیداد راه بندازیم که ای آقایون مرا بشناسید... اول باید خودمون سرمون رو بگیریم بالا تا بعد همه به این سربلندی ما افتخار کنند...استادم دکتر مریم مشرف عزیزم همیشه سر کلاس یک شعار خوب داشت میگفت غوز نکنید ...خودتون رو جمع نکنید بشینید...به زن بودنتان افتخار کنید...گردنتان را راست و پرفروغ نگه دارید... و خودش بی شک اینگونه بود...

***

بهانه نوشتن این خطوط نوشته گیلاسی خانوم نبود...یه حس دیگه بود ...یه اتفاق دیگه بود...اتفاقی است که حدود یک ماهه با منه و دارم با خودم کلنجار میرم فراموشش کنم...

- اینکه یک زن، یک دختر، چقدر به یک مرد نیازمند است؟

- چقدر یک مرد میتواند به یک زن هویت دهد؟اصلا هویتی میدهد یا سلب هویت میکند؟

- چقدر یک زن بدون مرد باید اعتماد به نفس داشته باشد؟ اصلا مردها ضامن اعتماد به نفس زنها هستند؟

- چقدر ازدواج میتواند در خوشبختی یک زن نقش داشته باشد؟ اصلا زنان بعد از ازدواج خوشبخت خواهند بود؟

- چرا من زن، من دختر، باید خودم را گاه از سر یک تفکر احمقانه- بچگانه، گاه از سر تنهایی، گاه از سر نبود محبت و عاطفه لازم از جانب خانواده و گاه از سر به اصطلاح پز روشنفکری در اختیار یک مرد بگذارم؟

- آیا یک زن بدون وجود عاطفه یک مرد نمیتواند به راحتی به زندگیش ادامه دهد؟ پس چرا گاه زنها از ته ته وجود، خودشان را متعلق به یک مرد میدانند؟ اصلا زنها- از نوع ایرانی- استقلالی از خودشان دارند؟

- چرا برای یک زن همیشه مرغ همسایه غاز است؟ ( محوریت صحبتم با خانمهاست وگرنه مرغ همسایه مردها که همیشه طاوووسه!!!)

***

من تمام عمر زندگی میکنم با خودم کلنجار میروم تا فقط نهایت و عمق خوشبختی را در بودن با یک مرد در نقش همسر یا حالا بوی فریند تجربه کنم؟؟ آیا این نهایت قهقهرای یک زن نیست؟ آیا این همان نقطه کات برای یک زن نیست؟ آیا اینجا همانجایی نیست که به قول برو بکس در همان آهنگ دلنشین سوسن خانوم، زن میشود مخزن جوجه کشی!! وا اسفا بر من زن...وا اسفا بر من زن تحصیل کرده!! که کم نشنیدم این حرفها را ...کم نشنیدم این حسها را... من دردم می آید از اینگونه زن بودن!

زن به مرد نیازمند است همانگونه که بسیار بسیار شدیدتر این مرد است که به زن نیاز دارد...پس همیشه قدرت برتر زن است نه مرد! خداوند آدم را برای حوا نیافرید حوا را برای آدم آفرید پس نیاز اول با مرد بود!

زن باید قبل از بودن با هر مردی هویت داشته باشد...نه مرد به زن هویت دار، هویت تازه ای میدهد نه از او سلب هویت میکند...زن باید هویت خود را پیش از پیدا شدن هر مردی پیدا کند وگرنه میشود بوقلمون صفت و با وجود هر مردی در زندگیش در هر نقشی رنگ عوض میکند...و در مسیر تندبادها قرار میگیرد...

زنان باید خودشان منبع اعتماد به نفس باشند نه با وجود مرد به این اعتماد به نفس برسند...اگر زنی اعتماد به نفس لازم را داشته باشد...کوچکترین مردی حقی در خودش نمی بیند که اعتماد به نفس کسی را خرد کند...کسی را له کند!

ازدواج، بوی فریند(بسیار تاکید دارم به استفاده از این لفظ!) هیچ گاه ،هیچ گاه عامل خوشبختی هیچ آدمی نیست...معیارهای خوشبختی خیلی عمیق تر از این حرفهاست که با یک دادارا دودور ازدواج یک آدم تبدیل شود به نمونه بارز خوشبختی...زندگی صحیح حالا به صورت فردی یا خانوادگی است که خوشبختی را میسازد...

من، یک زن، اگر میخواهم خودم باشم اگر میخواهم هویت داشته باشم اگر میخواهم آدم حسابم کنند در هیچ شرایطی، تاکید میکنم هیچ شرابطی نباید خودم را در اختیار هیچ کسی قرار دهم...اختیار من با خودم است...من خدای نکرده حیوان نیستم که کسی بخواهد زمام اختیار مرا به دست بگیرد...

خواهش میکنم من، تو، همه ، همه زنان کمی به لحن صحبت خود، کمی به واژه واژه هایی که به کار میبریم دقت کنیم...

من خودم را بالا میبرم، تو هم بالا ببر...در هر شرایطی که هستی بالا باش...سبک باش...سبک باش و بالا برو ...نه اینکه سبک شو پیش همه! ... نه اینکه بشکن پیش همه!...نه اینکه خودت رو آماده کنی برای در معرض باد و طوفان قرار گرفتن...از گوشه برو، آرام برو، آرامش داشته باش، راحت باش، مطمئن باش با این شرایط زیباترین و بهترین و موردتوجه ترین زن دنیایی!!

 به هیچ عنوان بحثم دینی و جانماز آب کشیدن نیست ... اصلا دین را ولش کن...همیشه میگم پایبندی در دنیا دنیا آزادی مطلق است که معنا پیدا میکند...آزاد باش و لی پایبند خودت...

نگاه نکن در مسیر تندبادها خیلی زیاد دیده میشوند...مطمئن باش آنها را روزی باد خواهد برد!!

 *: این نوشته شاید چند عدد مخاطب خاص داشت! ولی شاید هم عمومی بود...خودم هم نمیدانم...امیدوارم بوی نیت خیر  و جز جز کردن دلم از بند بند نوشته بلند شده باشد..

نگاه های شما(12)

 

 



چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ توسط  الی