وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
این روزها!!! شاید اون روزها!!!

امروز میخوام براتون چند موردی از این روزهام صحبت کنم...اوووهوم ...رفتیم بالای منبر:

 ۱. این روزها در میان دو جعبه پر کتاب مشغولم...دیوان موضوعی شعر فارسی!!!! ۲۲ جلد...یا خدااااا!

۲. این روزها به توصیه حضرت رئیس در اوقات فراغتم دقت کنید فراغت ها!! روی داستانهای شاهنامه کار میکنم...لبخند بزنید لطفا عکستون بد نشه...

۳. این روزها نه دوشنبه قراره با جمعی از دوستان بریم پارک بانوان...دوستان ورزشیمان البت...بعد الان همه در حال ترکوندن هستند که اونجا چی بپوشن!!...من نگران موهامونم زیر آفتاب تهران توی پارک تعجب کنه همش بریزه !!!  مشکل بزرگیه ها!!! حالا این وسط بنده مأمور جمع کردن پولها و اسم نویسی بودم...بعد یکی از خانوم ها اومده میگه الی جون من شوهرم گفت با خودم بری بهتره

۴.این روزها میتوانید وبلاگ یا سایتی دیگر را از من بخوانید...کجایش را نمیگم...به اسم خودمم هم نیست...پس کلا بی خیالش شوید...

 ۵. این روزها نه همین امروز بنده به شدت درگیر و دار چاپ کتابی بودم که به تازگی بعد از ۴ سال مثلا از دستش خلاص شده بودم...حنجره ام درد میکنه...کم فهمی و نفهمی بد چیزیه ها!! کلا

۵. این روزها نه همین هفته باید سوادم را ببرم بالا...حسم میگه تنها تا سوم راهنماییمون رو با دقت خوندم حالا باید از اونجا تا فوق لیسانسم رو جهشی پرشی بخونم در همون حدود  یه هفته...زهی خیال باطل!!!

۶.این روزها فکر میکنم آیا از دو سه هفته آینده بنده میتوانم اینجا بنویسم یا نه؟؟؟ جواب می آید از درونمان خیر! خیر! آخه  یه کم موقعیت اجتماعی ما تغییر مکان میدهد... بعد من و این همه خوشبختی و اراجیف مطمئنا محاله!! کلا باید خانوم بشم فکر کنم...با کفش تق تقی اونم!!!!

۷.این روزها دارم سواد داستانی ام را بالا میبرم...چرا؟؟؟ کاملا یه چیزی تو مایه های مورد ششم...

۸. این روزها نه همین امروز من در آسانسور دفتر به بهنام ابطحی برخورد کردم خلاصه کلی حال و احوال و این حرفها بعد خوشحال و متعجب به رئیس میگم بگید امروز کی رو دیدم؟؟؟ میگه خوب کی رو؟؟ میگم بهنام ابطحی !! میگه خوب کی هست؟؟؟؟؟؟

۹.این روزها من کلا با راننده تاکسی ها میونه خوبی ندارم...تو رو خدا دعا کنید پول مولام رو جمع کنم این ماشین رو بگیرم راحت شم...به نظرتون چرا به نظرشون میاد من خسته و کوفته و  داغون با یه عالمه کتاب و خرید و این حرفها وقتی هر سه ثانیه یه بار خمیازه میکشم آدم خوبی برای درددل و صحبت از مشکلات مالی و خانوادگی هستم؟؟؟

 ۱۰. این روزها هوای سفر دارم مثل هر ماه...شاید تا آخر هفته برنامه اش رو ریختیم نه؟ آره آره نیروهای شیطانی میگه آره آره ...پس دیدار ماه جاده چالوس!!!

۱۱. این روزها دلم مکه میخواد...دلم گریه میخواد توی یه آغوش گرم!!!

۱۲. این روزها دلم برای دیدار با تک تک دوستان وبلاگی- حقیقیم تنگ شده...دلم یه سینمایی، تئاتری، کافی شاپی، یه گپی، خنده ای، عکسی میخواد.... آقا دارم داد میزنم میخوام ببینمتون حرفیه!!! شما حالا جرأت داری بگی نه؟ برنامه رو می ریزیم بیاین یه روز شاد باشیم...

نگاه های شما(6)

 



یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ توسط  الی