وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
سایه شوم خاطرات گذشته

مدتی است که دارم پیگیرانه وبلاگی رو میخونم...هر روز صبح تقریبا اولین نگاهم به گودر برای این است که ببینم به روز کرده یا نه؟...راستش خیلی زیاد این نوشته ها من رو تحت تأثیر خودش قرار داده...یعنی روزها بهش فکر کردم شاید یکی از دلایلش این باشه که خودم یک اپسیلون از کل اون چیزهایی که نوشته حس کردم...داستان رو خیلی خلاصه براتون تعریف میکنم، خانمی هستند که سال ۷۹ ازدواج کردند و یه پسر حدود ۱۰ ساله هم داره ولی سایه شوم خاطرات گذشته باهاشه ...این سایه شوم هم بیش از هرچیز دیگه برمیگرده به همون ۱۰ سال پیش یعنی همون سالهای ازدواج و بارداری ایشون...خوب وقتی بند بند این خاطرات رو بخونید شاید با من هم عقیده باشید که باید در برابر امروزش سکوت کرد... شروع زندگی مشترک دو آدم مهمترین دوره زمانی برای دو تا آدمه، اگر این شروع خراب باشه اگر خرابش بکنند همه چیز خراب ادامه پیدا میکنه و دیگه شاید هیچ وقت درست شدنی نباشه... در واقع ادامه مسیر یک زندگی خراب آغاز شده دو حالت بیشتر نداره یا زندگی از هم میپاشه یا اگر ادامه پیدا کنه همیشه این سایه شوم هست با آدم...من یه روزی فکر میکردم شاید آدم فراموشش بشه ولی امروز که حال و روز این خانوم رو می خونم...وقتی میخونم بعد از ۱۰ سال هنوز این خاطرات تلخ باهاشه مطمئن میشم گاهی بعضی چیزها مشمول قاعده ی گذشت زمان نمیشه و همیشه با آدم خواهد بود مثل یک زخمی که کهنه شده و روز به روز فقط به عمرش اضافه میشه...

فقط یک درس، برای آغازها وقت بیشتری بگذارید...برای روزهایی که اگر خراب بشه دیگه خراب شده و دیگه با هیچ چیزی جبران شدنی نیست...برای دیگران هم اگه لازم بود این دو جمله قبل رو بارها و بارها تکرار کنید... کوچکتر از اونم که عنوان این کار رو نصیحت بذارم فقط یه درخواست از یه دوست بود...

نگاه های شما(4)



سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩ توسط  الی