وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
هنوز زنده ام در یک کافی نت سرد

از سالها پیش میشناختمت به بهانه های مختلف شعر و داستان و هزار چیز دیگر... یعنی هرچه بود ادبیات بود...یادم می آید با اینکه پیش از آن دیده بودمت ولی یادم است جشنواره داستانی بود و همه بودند و مثل همیشه تو هم بودی...داستانم جایزه گرفت انقدر خاطره اش خوب بود که تو را به خاطر خاطره ی خوبش به یاد دارم و گرنه خاطره های بد را فراموش میکنم با همه اطرافیانش... نه که فکر کنی عشق جایزه دارم نه! عشق این را داشتم که آن داستان جایزه برد...تأکیدم روی "آن داستان" است. اگر مجموعه هایی را که به همه ما دادند نگه داشته باشی همان داستان را خواهی یافت...داستانی که از روی یک عشق ساده و صمیمی نوشته بودمش...عشقی که انگار هنوز هم هست هنوز هم بین من و آن همکلاسی خیلی قدیمی هست... چند روز پیش همکلاسی قدیمی در فیس بوک یادآوریش کرد و استخوانم لرزید و بی اراده یاد این روزهای تو افتادم و آن جایزه و آن روز...بعدها چند باری دیدمت ولی هیچ بار مثل آن جشنواره یادم نماندی ...شاید چون بارهای بعد پر بود از خاطره های بد...از آدمهایی که از ذهنم بردمشان...

بخش نظرات وبلاگ من روزانه از سوی دوستان و غیر دوستان تعداد زیادی خصوصی دریافت میکند، گاهی حرفی، مطلبی، مقاله ای، تلفنی، فحشی ...بخش های مفیدش را برمیدارم و باقی را حذف میکنم...یعنی همیشه صفر...این را دوستانی که چند باری با اجازه خودم و با داشتن رمز وبلاگم آماده اند و رفته اند میتوانند شهادت دهند ولی حالا ۳ پیام خصوصی دارم که هنوز نگهشان داشتم هر روز میخوانمشان ...هر روز مرورشان میکنم ...از اینکه خط اول مینویسی هنوز زنده ای...از اینکه کافی نت سرد هم تو را به این خانه میکشاند...از اینکه...



دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩ توسط  الی