وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
مرداد امسال

وقتی در یک بعدازظهر مردادی  از همه چیز و همه کس خسته شوید چه میکنید؟

 

این کارهایی است که من میکنم:

۱. به روی خودم نمی آورم و سعی میکنم به کارهام مثل گذشته ادامه بدم.

۲. بعد از چند ساعتی می فهمم آدم کار نیستم.

۳. قدم میزنم دور تا دور خونه و احتمالا پاچه چند نفر رو میگیرم.

۴. بعد که بهانه دعوا رو پیدا کنم به پناهگاه خودم، یعنی اتاقم پناه میبرم و های های گریه میکنم.

۵. بعد میگم آدم باش ...

۶. اشکهام رو پاک میکنم.

۷. موبایلم رو خاموش میکنم.

۸. وبلاگم را دوست ندارم...حوصله صحبت با کسی از نوع واقعی و مجازی رو ندارم پس معمولا یه عده از دوستان از دستم ناراحت میشن...

۹. دستم به نوشتن هم نمیره.

۱۰. بعد از چند روز خانه نگران میشوند...به تب و تاب می افتادند...

۱۱. مدام مجموعه ای از آهنگهایی که دوست دارم رو گوش میدم.

۱۲. وقت دکتر حتما باید گرفت و رفت...

۱۳. ولی من همان روال همیشگی را به دکتر رفتن ترجیح میدهم...

۱۴. فشار خون پایینم بیشتر سقوط میکند...

۱۵. دلم میخواهد فقط یه عشق در کنارم باشه که اونم همیشه ممکن نیست...

۱۶. بیشتر از روزهای عادی میخوابم...احتمالا تاثیر قرصهای آرام بخش هم هست...

۱۷. بعضی ها دلشون طاقت نمیاره و زنگ میزنن به خونه...

۱۸. یکی از این افراد آقای رئیسه... وقتی میگم الو...بدون سلام بهم میگه: به تو میگم حق نداری گوشیت رو خاموش کنی...حق نداری...

۱۹. گریه میکنم...میگم ای کاش پیشتون بودم...میگه: خب بیا...میگم: بعد...

۲۰. ...

*: واضحه وقتی حالم اینجوریه نمیتونم اینجا رو شاد بنویسم...دلم لک زده برای روزهای جام جهانی که "درباره الی" داشت از شادی و خنده میترکید...روزهای انتخاباتمون... بچه ها من رو شاد کنید...نمیتونم دروغکی بنویسم شادم وقتی نیستم...من رو راستم ...دروغ نوشتن کار من نیست... زیاد هستند آنها که چهره می پوشانند زیر واژه ها ولی من نه! نمیتونم...موج غم مردادی اینجا دلایل زیادی داره مثل اینکه نخستین سالگرد بدترین روزهای زندگیمه نمیخوام دروغ بگم... سختی سال پیش این بود که من از یک زندگی عاشقانه به اون روزها افتاده بودم و ۲۰ مرداد که پایان همه چیز بود...پایان یه رابطه ای که بسیار عاشقانه شروع شد، بچگانه ادامه پیدا کرد و عاقلانه پایان یافت...مرداد امسال مصادف با نبودن کسی بود که نزدیک به ۹ ماه کنارم بود در سخت ترین شرایط...در اون روزهایی که من با حضور او خیلی چیزها رو فراموش کردم و دوباره عشق رو تجربه کردم...مرداد امسال مصادفه با روزهای دوری من از یک عزیزی که این کار لعنتی انقدر زیاد شد که نرسیدم بهش زیاد سر بزنم... مرداد امسال مصادف است با روزهای سخت پایانی یه کاری که ۴ ساله باهاش بودم ... دیگه طاقت سختی های مرداد امسال را ندارم...

خدایا این روزها را زودتر تمام کن...  

نگاه های شما(50)



پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩ توسط  الی