وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
عامل اصلی دکتر نشدن الی...

از وقتی اینترنت به طور روتین پایش به زندگی من باز شد به طور خیلی عمیقی پای من به جاهایی باز شد و از جاهایی بسته شد...

از موارد ساده گرفته تا کله گنده. مثلا دیگه هیچ وقت با ۱۱۸ تماس نگرفتم...هیچ وقت برای سرچ نام یه کتاب یا مقاله  از در خونه بیرون نرفتم...آدرسها را بدون نیاز به فرد خاص یا جای خاصی پیدا کردم...ورقهای دیکشنری را دیگر برای یافتن واژه ای پاره نکردم...حالا بگذریم از مزایای بانکداری اینترنتی که خوب این چند وقته تازه من یاد گرفتم یه کم ازش استفاده کنم تا دیگران را به زحمت نندازم برای پرداخت قبض تلفن من به صف طولانی بانک بروند!!!...

پیش از استفاده روتین از اینترنت، ایمیل نمیزدم ایمیل نمیگرفتم، پس لازم نبود روزی چند بار جعبه این باکسم را نگاه کنم...پیش از آن تا به اسم یک نفر برمیخوردم به سمت گوگل سوق پیدا نمیکردم و سرچش هم نمیکردم(این اواخر کار به جعفر آقا سبزی فروش هم رسیده!!)...پیش از آن با هیچ شبکه اجتماعی ای اعم از فیل.تر و غیر آن آشنا نبودم  راحت...پیش از آن به کتابخانه ها بیش از اینها مهر میورزیدم ... اخبار گوش میدادم و کمی بیشتر روزنامه میخواندم خوب همه اینها برای من به راحتی با نت جبران میشه پس مزایای قابل توجهی هم داشته ...پیش از این کمی به دکترها اعتماد بیشتری داشتم چون من اسیر پدیده ای به نام خوددرمانی اینترنتی هم شدم تا جایی که وقتی دکتر میرم تصور همه اینطوره که احتمالا دانشجوی پزشکی  هستم... اما بزرگترین عیب این وسط اعتیاد بود...بله اعتیاد پیدا کردیم رفت...یعنی بیشتر از آنکه قلم به دست بگیرم انگشتانم روی کیبورد است...با کسان و جاهایی آشنا شدم که شاید اگر نمیخواندم و نمیدیدم کمی عاقل تر میماندم...وقت میکردم کمی بیش از این درس بخوانم، کتاب بخوانم اما باز هم جای شکرش باقی است تا.......

معضل بزرگ از جایی شروع میشود که پای محیطی به نام وبلاگ یا شبکه اجتماعی(مثلا فیس بوک) به زندگی شما باز میشود. آن وقت است که مشکلات بیداد می کند... وبلاگ داری رسم و رسوم دارد، شرایط دارد، قلم میخواهد، فکر میخواهد ...شبکه ها عکس میخواهد مینمال جذاب میخواهد و همه اینها به اندازه کافی وقتمیخواهد تا در آنها برای خودت چهره شوی...مگر اینکه عطای چهره شدن را به لقایش ببخشی و طوری عمل کنی که حتی کسی نفهمد زنده ای یا مرده...خوب این هم نداشتنش بهتر از داشتنش است به طور طبیعی...تازه بعد از آن که وارد شدی اگر کمی باهوش باشی از جهات مختلف داغ میکنی مثلا پی به رازهای شخصی دیگران میبری تا حدودی، دروغ ها و افه های چهره های مجازی که برای تو حقیقی هستند رو میشود و کلی میخندی...به احتمال بالا عاشق شدن و فارغ شدن برایت پیش میآید...شکستهای عشقی - احساسی فراوان...میتوانی روزانه هزاران فحش بشنوی یا فحش بدهی...تجربه چتهای باناموسی و بی ناموسی داشته باشی...میتوانی کمی آرام شوی...درد دل کنی...دوستی کنی رفاقت کنی...گریه کنی بخندی...داستان و شعر بخوانی ... و هیچ وقت  به این نتیجه نمی رسی که این اینترنت برایت به طور مطلق خوب است یا بد!!...

خلاصه یعنی به اندازه صبح تا شبی هر روز در اینترنت کار برای انجام داری...از این سوراخ به اون سوراخ کلی  جذابیت هست...و همه اینها وقتی  پیش بیاد میتونی بشینی و برای رئیست خیلی واضح و بی رودربایستی توضیح بدی که چرا نمیتونی دکتری بخونی و اون در جواب بگه خری دیگه ... من قراره اصلاح بشم و قراره آدمم کنن یه عده ... البته که این موضوع هم هست که دکتر شدن شاید، آدم شدن اما...

*: من آدم خواهم شد ولی با اینترنت ...

*: اگر من جای خوانندگان این متن بودم اولین چیزی که به ذهنم میرسید این ضرب المثل است که عروس خانم رقص بلد نیستند میفرمایند زمین کج است...

از اونجایی که دلمون برای دوستان تـــــــنگ شده قراره یه قرار بذاریم که هم تجدید دیدار بشه هم همون تجدید دیدار بشه ...آدمهای این قرار شامل بچه های پژو و البته سایر دوستان وبلاگیمون هستند. لطفا تاریخ بدید، نظر بدید که کجا و چه کنیم .... نظر بدید لطفا...

  نگاه های شما(30)



پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩ توسط  الی