وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
نهم آذر

فیلم نهم آذر هزار و سیصد پنجاه و هفت را در خانه مان داریم. ابتدا فیلم به صورت آپارات دیده میشد و بعد از سالها جهت نگهداری بهتر، نگاتیوها را به یک عکاس دادیم تا به شکل فیلم ویدئو درآورد. البته مونتاژ مضحک دهه هفتادیش بسیار خنده آور است با آهنگ یه حلقه طلایی معین...

فیلم با عکسهای زمانی کودکیشان آغاز میشود ...عکسهای سیاه و سفید که وقتی جلوتر میرود رنگی میشود...فکر میکنم تنها زوجی هستند که ابتدای فیلم عروسیشان عکسهای پس از ازدواجشان هم آمده. بعد تصویر خیلی جذاب از آقا دامادی دیده میشود که با کت و شلوار سفید و پاپیون مشکی به سمت ماشین عروس میرود. در زمینه، تصویر شوهر عمه خدا بیامرز آقا داماد  دیده میشود که نگاه پرخنده ای به دوربین میکند...عشق دوربین در همه به شدت دیده میشود...

صحنه بعد با یک پرش، دم در آرایشگاه است...آقا داماد به همراه عروس خانوم که بی حجاب است و در حجمی تور پیچیده شده  سوار ماشین میشوند...عمه خدا بیامرز آقا داماد، زندایی و برادرزاده عروس خانوم هم به عنوان همراهان عروس پشت ماشین عروس و داماد می نشینند...دوست خدا بیامرز آقای داماد هم با ماشینی پر از جمعیت که معلوم نیست چه کسانی هستند پشت ماشین عروس و داماد به حرکت در می آیند...عمه آقا داماد که خدا رحمتش کنه به طرز فاجعه خنده آوری مدام برمیگردد و به دوربین که درست پشت ماشین عروس و داماد است لبخند میزند و دست تکان میدهد...

در صحنه بعد عروس و داماد در مقابل منزل مادر عروس خانوم پیاده میشوند تا مراسم عقدشان برگزار شود...دوباره پرش...عاقد خدابیامرز عروس خانوم و آقا داماد خطبه را میخواند و در این حین یه حلقه طلایی پخش میشود...عروس گویا میگوید بله، صدایی نیست. همه خوشحال هستند، دست میزنند. دایی خدابیامرز عروس خانوم که حکم پدر عروس را هم دارد خوشحال است خیلی...یک خنده خیلی عمیق...و مادر خدابیامرز عروس که دیگر در دلش غوغاست...تک دخترش را عروس کرد...دلت میخواهد روی خنده اش فیلم را نگه داری و حسابی با خنده اش کیف کنی...یک عدد دختر سیاه با موهای سیاه حدود ۱۵- ۱۶ ساله شاید، چسبیده به داماد و هی به عروس لبخند میزند...دخترعمه خدابیامرز آقا داماد است که عروس نشده از این دنیا رفت...در صحنه بعد برادر عروس خانوم بر سر عروس و داماد نقل میپاشد...خدا بیامرزدش... و بعد یک صحنه استثنایی دیگر...مادر خدابیامرز آقا داماد بین عروس و داماد قرار گرفته و هر دو همزمان بر لپهای قرمز و کپلش بوسه میزنند...فیلم ناخودآگاه به دلیل خرابی اش روی این صحنه چند ثانیه ای مکث میکند و تو لذت این خنده را کامل میبری...

         

باقی فیلم در سالن عروسی میگذرد...داماد  با جمعیت انبوهی بوس بازی میکند ...هر کدام سه ماچ!!!...چه کار سختی ...در جمع، تقریبا انبوهی آدم وجود دارند که باید جمیعا بگویی خدابیامرزدشان...اما زنها، همه میرقصند و تا دوربین می آید زل میزنند به دوربین و عشوه میکنند...گروهی رو میگیرند از دوربین!!... دوستهای آقا داماد که غوغا میکنند...در بین همین غوغا عکس شاه و فرح بر روی دیوار دیده میشود با چه ابهتی!!!...

چند تصویر  گل...مادر خدابیامرز عروس می آید کنار عروس می نشیند و به دوربین نگاه میکند و رو میگیرد...عروس متوجه حضور او نیست...مادر در حالیکه به دوربین نگاه میکند با آرنجش چند تا به عروس میزند  و عروس میفهمد و میخندد از ته ته دل...همان موقعها یه عده دختر کوچک که همه دختر خاله ها  و دختردایی های عروس خانوم هستند جلوی عروس رژه میروند که...

حالا شام...همه سر میز شام ایستاده اند...شام کباب و مرغ است...به گفته آقا داماد، بنده خدایی از فامیلهای نزدیکشان بعد از عروسی اعلام کرده بود که شام به او نرسیده ولی در فیلم به وضوح دیده میشود که یک ران مرغ را بلعیده و دارد استخوان ران را از دهانش بیرون میکشد. هنوز این حرکت نقل مجالس ماست گاهی!!!... برای اینکه زیبایی غذا از بین نرود لفظ خدا بیامرز را به کار نمی بریم شما حساب کن نصف جمعیت ایستاده دور میز!!! فیلم تمام میشود ...

عروس و داماد میگویند آن شب حکومت نظامی بوده و همه سریع به خانه هایشان رفته اند...میگویند به همین جهت سر شام چند دقیقه ای برق رفته ...کلی هم از بعدش و ماجرای کباب کردن گوشت قربانی جلوی پای عروس تعریف میکنند و میخندند...

حدود ۳۲ سال از آن سال میگذرد و عروس و داماد هنوز با یک اشتیاق وصف نشدنی از آن روز و شب تعریف میکنند...هنوز عاشق این هستند که بخواهی خاطراتشان را مو به مو برایت تعریف کنند ...هنوز این فیلم را گاهی می بینند ...فامیل هم این فیلم را خیلی دوست دارند چون خودشان، جوانیشان را میبینند...همه میخندند و هی میگویند الی اینجا رو بزن عقب...الی نگه دار...فیلم که تمام میشود با دستشان، نم چشمهایشان را میگیرند...

مامان و بابای خوبم، سالگرد ازدواجتون مبارک!

کارت عروسی مامی و ددی است ...

 نگاه های شما(16)



سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩ توسط  الی