وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
سلسله باغ دوست!

اول یک توضیح مختصر درباره پست پیش: به هیچ عنوان درباره کسی نبود...درباره خودم بود...یک برش از زندگی خودم...

دستهایی که اینجا را مینویسد + دوست

امروز با خانم دوست به سلسه قرارهایم۱ در رستوران باغ هنر رفتیم...جای شما خالی، گاهی دو تایی هم میشود خوش گذراند...یه عالمه حرف که گاهی در محیط مجازی مجالی برای گفتنشان نیست...تفاهمی مشترک... اینکه هر دو اهل غذا خوردن نیستیم... بیشتر اهل به قول خودم چرت و پرت خوردنیم...برای همین کمی چرت و پرت خوردیم و جاتون خالی بنده پشت همتون هم یه فصل حرف زدم...حرف بد نزدم،بیشتر حرف زدم...به صورت مضمر هم نام لیست  ۹ نفری را اعلام کردم که شما هم میشناسیدشان...در کنار خوبی این روز غمی نهفته در من بود ...یک غم نهفته و باز هم کوفتی!!!...اه ...من نمیتونم دیگه عین آدم شما رو شاد کنم!!!...

در راه بازگشت خبری به من رسید که مدتی است بدون اینکه از خودم علاقه مفرط نشان دهم، منتظرش بودم...خبری خوش...کلاسی که دوست میداشتم را برایم گذاشتند...دلم میخواست زنگ بزنم از کسی که باعث درست شدن این کلاس شد تشکر کنم ولی زنگ نزدم چون دلم نمیخواست متوجه علاقه مفرطم به درس دادن در این کلاس ویژه شود...یه جورایی کلاس گذاشتن و این حرفها که کلا با من سازگاری نداره هیچ رقمه!...فعلا همین!

 

نمایی از چرت و پرتهایی که تقریبا نخورده ماند...جز آن ماست که ما عاشقشیم...اینها رو ببینید ولی ما رفته بودیم رستوران گیاهی، غذای گیاهی بخوریم...دیگه نخوردیم...یعنی دلم نمیخواست...

 

۱: داره سلسه میشه دیگه...

نگاه های شما(21)



یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ توسط  الی