وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
چند اتفاق ساده!

دوم:

امروز با دوستان منهای سمیه به دیدار آقای تمدن عزیزم رفتیم... ساعات خوبی بود در کتابخانهٔ خانهٔ گرمشان... دیدار با دوستانی که شاید بعضی از آن‌ها را دو سال بود ندیده بودم... و چقدر محله‌شان را دوست دارم... و چقدر... و چقدر... تقریبا تمام خاطرات خاص زندگیم مگر خاطرات یک ماه اخیرم در‌‌ همان حوالی گذشته است... مشخص است که خاطرات خاص یعنی چی دیگه؟!

چند عکسی که امروز به یادگار ماند...

آقای تمدن دیروز

آقای دکتر تمدن امروز...صد در صد خوش تیپ تر و بهترتر از دیروز!

نمایی از یک کتابخانهٔ ارزشمند...

یاد استاد...

معروف شده که همه جا دوربین دستم است... اما در همه جا فقط چند عدد عکس خاص دارم... این بار به نظرم سه عکس خاص داشتم... یکی عکس آقای تمدن و همسر گرامی مهربانشان که خوب من اینجا قانون دارم که عکس هیچ خانمی را واضح در وبلاگ نگذارم پس نمی‌توانم اینجا بگذارم... دوم عکسی که به دلیل مصلحت اندیشی نمی‌گذارم و سرآمد عکس‌ها بود که بماند چه بود!!! و بماند که قصد دارم عکس خودم را هم یه جوری در آن عکس با پی هو توشاپ  هم شده کار بگذارم!!!... سوم عکسی که من نگرفتم و جناب آغشته به خون یا آغوش تو با خون (؟!) زحمتش را کشید ولی از وقتی عکس‌ها را دیدم بدجور ماتش شدم... این عکس را می‌گذارم و لذت می‌برم از این خنده که تا ابد در ذهنم نقشش می‌ماند...

        

***

سوم:

چقدر خوب که همه داستان خواندید و به من روحیه دادید!...

در وبلاگ دیگرمان قدم رنجه بفرمایید...

بازگشت به شهر فرشته ها!

***

چهارم:

از صبح این بار دوازدهم یا سیزدهم است که این انیمیشن را دیدم...از دستش ندهید...من گریه کردم شما را نمی‌دانم...

 
دانلود: Baloon-Eric Tu
 
 هشدار: با اسپیکر خاموش این فیلم کوتاه را نبینید...
 
 
 
 
 
* در راستای دوم این متن بخوانید: یک قرار عصرانه عالی... و عیادت دلنشین
* عکسها را برای همه ارسال کردم...هرکس دریافت نکرده اطلاع دهد...
 
 


جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩ توسط  الی