وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
تحملم کن...

حرف اولم...

امروز روز خوبی نبود... روز گریه بود... روز دوری بود... روز درد بود... روز قرص بود... روز داد زدن...

هر کس مواظب خودش است و نگاه نمی‌کند دیگران چه می‌کشند... نگاه نمی‌کند که گاهی آدم از حد طاقتش هم می‌گذرد و دیگر صبری ندارد و درست در مرحلهٔ سیم آخر قرار می‌گیرد... امیدوارم من یکی به بهانهٔ درس هم شده زود‌تر از این شهر لعنتی بروم... و‌ ای کاش رشتهٔ تحصیلی‌ام طوری بود که از این کشور لعنتی این روز‌ها هم می‌رفتم... می‌خواهم بروم با همهٔ سختی‌ها و بدبختی‌هایی که دارد...  

درست شده‌ام شبیه سیگاری که امروز جلویم بود و بدون پک زدن می‌سوخت... آرام آرم... و شکل دودش که هر لحظه عوض می‌شد همهٔ گذشته‌ام بود و حالم... گاهی شبیه یک قلب بود گاهی شبیه یک جیغ گاهی شبیه گریه گاهی شبیه قهقهه...

حیف که سنجاق بی رحمانه زیبایی! من را این روزها به این شهر وصل کرده...

 

***

حرف دومم...

همیشه دوست داشتم تعامل بین مادر و پدر و فرزند‌ها از پایه وجود نداشت... این تعامل در اصل خود پر از غم است... همیشه مادر و پدر‌ها از فرزندان می‌کشند... فرزندان هم بعد از سنی، بعد از ایامی می‌شوند نگهبان سلامت و زندگی مادر و پدر‌ها... سخت است... انصافاً سخت است... می‌شوید عزیز‌ترین یکدیگر، گاهی سر هم داد می‌زنید... گاهی با هم خوش می‌گذرانید... گاهی از هم عصبانی می‌شوید ولی ته تهش وجودتان به هم وابسته است... خدا نکند خاری به پای یکی برود باقی می‌شوند غم و درد... چون این غم را با تمام تارهای وجودم حس کردم می‌فهمم دوستم چه حالی دارد که فردا پدرش باید برود زیر تیغ جراحی... از آنجایی که آدم‌های زیادتری روزانه از اینجا رد می‌شوند می‌خواهم دعا کنید تا فردا بهترین‌ها رقم بخورد... و این بهترین سلامتی کامل باشد...

ای کاش تعهد‌ها و رابطه‌ها هیچ وقت نبود تا غم‌ها هم انقدر زیاد نبود هرچند آن موقع شادی هم وجود نداشت...

***

حرف سومم...

مانی رهنما، یکی از بهترین انتخاب‌های من در موسیقی امروز بوده و هست...حتی از انتخاب‌های من برای رفتن به کنسرت‌هایش... به خصوص همکاری‌هایی که با زنده یاد استاد بابک بیات داشت... امروز آلبوم جدیدش را گوش می‌دادم... و کاملا هم جهت با گریه‌های من عمل می‌کرد و چه آلبوم خوبی بود... آلبوم کجا به خنده می‌رسیم با تنظیم و نوازندگی آندره آرزومانیان که زندگی اجازه نداد نتیجهٔ این نوازندگی تک خودش را ببیند... البته که بر پدر این زندگی لعنت، او می‌بیند و من به این معتقدم... ترانهٔ پنج اثری که به نظرم زیبا‌تر از همه است کار بابک صحرایی است... سه ترانه دیگر این آلبوم متعلق به نادربختیاری، یغما گلرویی و مریم اسدی است... البته ترانه زندگی مسخره نادربختیاری هم بسیار زیباست...

آهنگ تحملم کن را از همه بیشتر دوست داشتم... انگار کسی برای من خوانده بود... فقط برای من... برای این روزهای من...هیچ عیبی نمی‌توانستم به عنوان مخاطب موسیقی از این آهنگ بگیرم... البته که علاقهٔ به موسیقی کاملا یک اتفاق شخصیست...

تحملم کن- مانی رهنما

گویا اکانت 4shared من  فیلطر شده... این هم یک اتفاق دیگر برای غصه دار شدن من...آهنگ را برایتان در سایت دیگری آپلود کردم ...خواستید آهنگ را آنجا بشنوید و دانلود کنید... 

  نگاه های شما(18)



شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩ توسط  الی