وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
کری که لال نیست!

شده ام مصداق نایاب کری که لال نیست

مصداق شیرین دوست داشتنی کثیف سختیست

و چه کیفی می دهد به روز کردن بدون شنیدن

و چه اندوه بی کرانی دارد نوشتن بدون شنیدن

 

*: از سر و کله‌ام کار می‌ریزد... تعهد کرده‌ام که سه شنبه داستان جدید بگذارم... داستان جدید نیمه مانده... پیشنهاد دیدن یک فیلم خوب را رد کرده‌ام تا تمامش کنم... به وبلاگ‌هایتان سر زده‌ام و انتظار پاسخ ندارم... حتی انتظار ندارم حالم را بپرسید... فقط اینطوری امکانش نیست که عده‌ای حالم را هم بگیرند... از الان می‌گویم که انتظارتان را می‌کشم که داستان جدید را که کوتاه هم هست(از لحاظ حجم) بخوانید... امشب ساعت ۱۲ شب یعنی اولین دقایق سه شنبه به روز می‌شویم با یک داستان که هنوز اسمش نیامده... با من آنجا حرف ادبی - و نه غیر ادبی- بزنید تا لااقل کمی کم شنوا باشم نه کر محض!... پیش از آن داستان قبلی را هنوز خیلی‌هاتان نخواندید گویا و گویا هم خواندید و قصد دادن نظری ندارید... به وبلاگ داستانی مشترک ما بروید و تا فرصت هست داستان قبلی را بخوانید...

 

گریه در آغوش داستان



جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩ توسط  الی