وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
دنیای وبلاگی من در 100 کلمه

روی یک بلندی بی‌‌رقیب، دست‌هایم را به عادت همیشه برای گرفتن بادها به هوا می‌برم. دهانم را تا جایی باز می‌کنم که احساس درد داشته باشم و سوزشی در حنجره‌ام. صداهایی که در طول یک روز در گلویم خفه شده یا خفه کرده‌اند را با همه‌ی توانم به بیرون می‌فرسـتم ... در آنی، زمان و مکان تغییر می‌کند. دهانم همان‌قدر باز است، ولی روی تخت خوابیدم. دســـــت‌هایم دیگر دنبال باد نیست، صـدایم زوزه‌ناک است. انگشتانم تند تند روی کیبورد لپ‌تاپ می‌خورد برای نوشتن یک روز دیگر. و پایـــان این تراژدی وبلاگی، همیشه قطره اشکی  رها شده از حبس چشمهایم است...

من در ساحل خون... بدون ح !

نگاه های شما(22)



پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ توسط  الی