وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
دنیای واقعی وبلاگی من در n کلمه!

روزانه نویسی عالم خودش را دارد و تا درگیرش نشوید نمی‌توانید حس واقعی یک روزانه نویس را درک کنید...

وقتی قصد می‌کنی هر روز وبلاگ به روز کنی ابتدا سختت است که چه بنویسی، مطلب از دستت در می‌رود، گاهی سخنت کم ارزش می‌شود و خودت زود‌تر از همه این را درک می‌کنی. پس از مدتی روال تا حدودی در دستت قرار می‌گیرد و نگاهت به کل زندگی عوض می‌شود. یعنی در دل هر اتفاق روزانه به فکر وبلاگ هستید. آهنگ گوش می‌دهید به نیت وبلاگ، عکس می‌گیرید به نیت وبلاگ... نگاه می‌کنید به نیت وبلاگ... یک وبلاگ نویس روزانه هیچ وقت نمی‌تواند بگوید مثلا از اجتماع نمی‌نویسم چون هر روز خودش در اجتماع است، نمی‌تواند بگوید از سیاست نمی‌نویسم چون به واقع با سیاست نفس می‌کشد، نمی‌تواند عاشقانه ننویسد چون گاهی عاشق می‌شود، نمی‌تواند به مریضی بستگانش بی‌تفاوت باشد چون گاهی آزارش می‌دهد، نمی‌تواند همیشه شاد بنویسد چون گاهی غمناک است، نمی‌تواند همیشه غمناک بنویسد چون گاهی شاد است...

پس در یک کلام، یک وبلاگ نویس روزانه بسته به شرایط و حال یک روزش می‌نویسد... من هر روز می‌اندیشم و شب وقتی روزم در حال اتمام است تکه ای از آنچه که گذشت را می‌نویسم... خوب یا بد... فقط همیشه مواظب نثرم بوده‌ام... همیشه سعی کردم نگاهم را به ادبیات از دست ندهم، یعنی همه چیز را از فیلتر ادبیات بگذرانم... پس گاهی شاید حرف هایم را در قالب داستانی (نه داستان!) بگویم...این شاید یکی از تفاوت‌های من با سایر وبلاگ نویس‌های روزانه باشد... وگرنه ما هم‌‌ همان هستیم که باقی هستند...

وقتی تشویقم می‌کنید جان می‌گیرم... می‌فهمم که توانستم... وقتی انتقاد می‌کنید که این مطلب را دوست نداشتم لذت می‌برم و سعی می‌کنم نکات منفی را از نوشته‌ها بگیرم... اما وقتی می‌نویسید عاشقانه ننویس کاری از دستم بر نمی‌آید وقتی روزم را عاشقانه سپری کردم، وقتی می‌گویید سیاسی ننویس نمی‌توانیم نظر بدهیم و هی خصوصی می‌نویسید باز هم کاری از من برنمی آید... ‌‌نهایت می‌گویم بخوانید و بگذرید... این چرخه می‌چرخد... سعی می‌کنم متفاوت بنویسم... هر روز سعی می‌کنم نگاه جدیدی داشته باشم و شبیه هم ننویسم... باز هم مرا هدایت کنید ولی موضوعات را آنطور که هست بپذیرید... دوستتان دارم شدید!

در ضمن برای دوستانی که چند بار پرسیدند نگفتی به روز کردی! کی به روز می‌کنی؟ می‌گویم:

 هر شب وقتی هوا تاریک می‌شود من به روز می‌شوم...

*: چون این پست حرف و درددل من بود نظردانی پایین باز است برای حرفهایتان!



پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ توسط  الی