وبلاگicon
درباره الی

نامه رسان شما به من فید درباره الی

 
فهرست

 

پیوندهای من

 

جستجو

 

گذشته‌ها

 

 

کجاییم

 

 



 
خرید قابل توجه عید

ستوران به هوش باشید که یک دال با ستوران فاصله دارید! پس بر شما واجب است مرد‌ها را با عیالشان در نیاندازید که هر آن نزدیک است بعد از مقام ستوری، به ناگاه چون حیف هستید، تور شوید...

 

زن تلویزیون را خاموش می‌کند. کنترل را به گوشه‌ای پرتاب می‌کند. داخل اتاق خواب می‌شود. صدای خر و پف مرد در هواست. کمی تأمل می‌کند تمام قدرت صدایش را جمع می‌کند و یکباره:

زن: چرا ما نمی‌ریم خرید عید؟

مرد سه متر از جایش می‌پرد.

مرد: بابا جان هنوز عیدی و حقوقمون رو ندادن... خل شدی نصفه شبی. بذار بخوابم.

زن: همین الان اعلام کردن مردم از اواخر بهمن رفتن یه صورت قابل توجه خرید عید!

مرد: گوش نده به این تلویزیون... بیا یگیر بخواب.

زن: حقوق‌ها رو دادن تو نمی‌خوای بگی؟!... می‌خوای برای کی نگه داری؟ یه ساله نه از در خونه رفتیم بیرون نه خرید کردیم... چطور مردم دارن دسته دسته با همدیگه به صورت قابل توجه برن خرید عید؟

مرد: مردم به گور باباشون خندیدن رفته باشن خرید عید.

زن: تو از اولش هم بد دهن بودی... حیف من! حیف! حیف!... همین الان جمع می‌کنم می‌رم خونه بابام... پاشو پاشو...

مرد: مگه تو نمی‌خوای بری من دیگه واسه چی پاشم؟

زن: پاشو یارانه‌ام رو بده... اونو که نمی‌خوای بگی نریختن!

مرد: ریختن... ولی دادم پول آب و گاز و برق... اون روز‌ها که می‌گفتم بیا چند تا بچه بیشتر بیاریم هی می‌گفتی نه برای همچین شبایی می‌گفتم... حالا مردم هی دسته دسته می‌رن خرید ما باید بیافتیم به جون هم...

مرد در دلش می‌گوید: شیطونه می‌گه بکنمش شبیه علی دایی‌ها!

زن عصبانی پتو را بلند می‌کند و زیرش می‌رود و به لیست خریدهای قابل توجه عیدش فکر می‌کند.


نگاه های شما(42)



شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ توسط  الی